ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1549

سفرنامه شاردن ( فارسى )

پيش رس معنى مىكنند . به هر روى اين عنوان را به كسى كه به سنّ بلوغ نرسيده نمىدهند . امّا لفظ استامبولى كه در مشرق زمين قسطنطنيه خوانده مىشود از دو جزء يك كلمه به زبان يونانى كه يكى به معنى رفتن و ديگرى به معنى شهر است تركيب يافته . تركان چون مكرر از زبان يونانيان هنگام گفتگو با خود شاه مىشنيدند كه مىگفتند استان پولين EstanPolin « 1 » يعنى برويم به شهر ، شهر بزرگ ، تركان پنداشتند كه استان پولين اسم اين شهر است ، و آن را چنين نام نهادند ، و هنوز هم به تغيير دادن اين نام رضا نشده‌اند . پس از آن كاخ و گرمابه و مسجد چلپى استامبولى ، قصر زرگرباشى ، و ديگر كاخ مير قاسم بيگ كلانتر است كه رستم خان پادشاه گرجستان آن را ساخته است . شاه عباس بزرگ با سياستى كه در كشورهاى اروپا سابقه ندارد و هرگز معمول و مرسوم نبوده است ، پس از اين‌كه اين شاهزادهء گرجى را از وطنش آواره ساخت ، و همهء داراييش را گرفت به حكومت اصفهان گماشت . وصل به اين كاخ عمارتى بس مجلّل و باشكوه و زيباست كه آن را خانهء پسر عزيز الله مىنامند وى جواهر فروش معتبرى بوده ، و هنگامى كه در هندوستان اقامت داشته درگذشته است . در اين خانه كوچك است و باور نمىتوان كرد كه در پس درى بدين حقيرى قصرى و باغى بدان شكوه‌مندى وجود داشته باشد . مدتى است كه نصب كردن درهاى كوچك به عمارات و بناهاى بزرگ كاملا مرسوم و معمول شده ، و اگر اتفاقا يكى از جاه‌مندان در بزرگى را به مدخل كاخ خود نصب كند آن را تزيين نمىنمايد تا در انظار جلوه نكند . پس از مدتى نيز آن را مسدود مىسازد ، و مدخلى كوچك نزديك آن مىگشايد تا از آن‌جا رفت و آمد كنند . در ايران رسم بر اين جارى است كه هر زمان يكى از جاه‌مندان و شخصيتهاى معتبر ساختن كاخش را به پايان برد شاه و بزرگان دربارش را چند روز به ضيافت دعوت مىكند ، و به حرمت هرچه تمام‌تر از آنان پذيرايى مىنمايد . در طول اين مدت در بزرگ باز است اما همين كه ضيافت پايان يافت ، در بزرگ را مسدود مىكند و در كوچك را مىگشايد . شنيده‌ام كه در كشور ژاپن نيز همين رسم معمول است . اكنون كه سخن از اين كاخ مىرود يادم مىآيد كه در آغاز اين مجلّد به اين

--> ( 1 ) به زبان يونانى معاصر ، ايستامبولين isstinBolin گفته مىشود .